مناجات با خداوند و توسل به حضرت زهرا سلاماللهعلیها
اگر ابرم! چرا باران به این صحرا نمیبخشم گمانم بُخل دارم چونکه چون دریا نمیبخشم من از تو عفو میخواهم سحرها، روزها اما نمیدانم چرا هـمسایۀ خود را نمیبخشم چه إرحم تُرحمی خواندم شب و وقتی که صبح آمد عیالم بخشش از من خواست، دید اما نمیبخشم خطایی میکند گهگـاه فـرزندم، خداوندا چرا وقتی پشیمان شد، خداوندا! نمیبخشم شفای قلب بیمارم مناجات ابوحمزه است تو هم من را ببخشی، خویش را مولا! نمیبخشم خطا کارم، گنهکارم، پُر از عصیانم اما من پریـشانم، پشـیـمانم، نگـو آقـا! نمیبخشم تو حق داری از این بیچاره رویت را بگردانی به من هر چیز میخواهی بگو، إلّا نمیبخشم شفیع آوردهام با خود، ببین غمگین زهرایم نگو با من تو را در روضۀ زهرا نمیبخشم! |